"بازگشت همه بسوی اوست"
باری دیگر ایران زمین یکی از مفاخر علمی خود را از دست داد. دامپزشکی ایران به نوعی پدر خود را از دست داد و دامپزشکان ایران در غم از دست دادن این عزیز بزرگوار، این استاد فرزانه فراوان به سوگ نشست. پروفسور احمد شیمی در سن 99 سالگی به دیار باقی شتافت. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

در سوگ استاد :

روحت ای جانم فدایت احمد شیرین سخن! / در جوارِ نیکــمردانِ بلنــدا مرتــبه از این وطـن
در کمال آرمیـــــدن مانی ای اســــــتاد مـن / از همین جا این دل خود را دهم از جان و تن
نام تو همچون عمل، برتر بُــوَد از سَــــروَران / دیگران را تو چه الــگویی بِــبودی بیـکــران
از دل و جانم قسم زین پس نمانم جاودان / گر ز تو نامی نخواهــم من بَــرَم در داســـتان
داستانی که ز استادی چو تو خوانَم روان / اسم آن باید گــذارم همچــنانَـش راســـتان
ای خـــداونــد دو عالم بربیامــرزش زمان / آنکه را در ایـن جــهان بودَش ز دنیا لامـکان
او همان استادمان است همچنان چون شیران/ در زمان بودنش شایــسته سازد ایـــران
دامپزشکی را تو دادی نام ای شیمای من! / در زمان بودَنَـــت حتـــی نبـــــودِ روح و تن
روح تو همـــواره باشد در کنـــارِ یـــاوران / یاوَرانَـت را ببخش از کاستی ها، این و آن
نام تو همواره خواهم من بَرَم بر این زبان / تا بمانَد دور راهت از همیشه از زیان
تا نباشد چون شما اسطوره ای اندر میان / نی توان کردن دفاع از این دیـــار و آن کیــان
مرببخشاید خدا چون بوده ام من ناتوان / این اواخر در زدن سر بر تو وَ بر نیـــــــــکان
هرچه گویم من ز تو، استاد من الگوی من! / به خداوند خدا کم گویم از نیکَـت سخن
چون در این حالَـم که از سوگَـت به دل دارم نشان / این دل اندر غم فرو رفته وَ هم بَـستَـست زبان
روح شاد تو نمیرد هرگز ای دارای جان / از همه یاران بخواهم فاتحه بر او بخوان.

به یاد استادی فرزانه و اسطوره ای گرانقدر در تاریخ دامپزشکی ایران زمین.